أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
121
قانون ( فارسى )
دوسر : اين گياه برگش به برگ گندم شبيه است ، يكن از برگ گندم نرمتر است . تخمش دو يا سه رده دارد . چيزى موىمانند بر آن هست . از تخمش افشره گيرند و نگاه مىدارند كه از خود گياه بهتر است . مزاج : در اول گرم و در دوم خشك است . خاصيت : گدازنده و خشكاننده است . دمل و جوش : ورمهايى را كه در راه سخت شدن هستند نرم مىكند و از سفت شدن بازمىدارد . آرايش : داء الثعلب را شفا دهد . چشم : داروى ( غرب ) است . دردار ( درخت پشه ) : ديسقوريدوس گويد : دردار درختى بيدمانند است . اهل شام آن را دردار و اهل عراق درخت پشه مىنامند . غوزهء بادكردهء انارمانند بيرون آرد كه در آنها رطوبتى هست و آن رطوبت پشهآفرين است . هرگاه آن را بشكافند پشه بيرون آيد . همچنين رطوبتى در پوست آن درخت هست هرگاه خشك شود جانورى آفريند كه به پشه شبيه است . برگ سبز دردار را اگر بپزند خوردنى است . خاصيت : قبض است و زداينده . پوستش قبض است و بيخش تقريبا همكار او است . آرايش : رطوبت غوزه دردار صورت را جلا دهد . پوستش با سركه برص را از بين مىبرد . زخم و قرحه : پوست دردار بر جاى ضربه و بر زخمها بندند سودمند است . همچنين برگ و پوست و شكوفهاش داروى زخمهاست . چيزى آرد مانند از پوستهاش پراكنده مىشود . آن هم براى زخمها مناسب است . ساييدهء پوست و آن گردى كه از پوستش برخيزد علاوه بر بهمآوردن زخم ، زخمهاى پليد را از سرايت منع كنند و بويژه اگر با هموزن خود انيسون پخته و معجون شوند بسيار مؤثرتر است . مفاصل : آبپز بيخش با آبپز برگش بر استخوان شكسته مالند مفيد است . اندامان دفعى : مقدار يك مثقال از پوست آن را پخته يا با آب سرد خورند بلغم را بيرون آرد . ديودار ( صنوبر هندى ) : از تيرهء سرو كوهى است و آن را صنوبر هندى گويند . چوبهايش به چوب زرنباد شبيه است . كمى تندمزه و شيرهاش گرم و تندمزه و تشنگىآور است . مزاج : خشكى آن در سوم بيشتر از گرمى است . خاصيت : تندمزگى شير ديودار چنان است كه مىسوزاند . و در گوهر آن قبض هست . مفاصل : در مداواى سستى اعصاب و فالج و دهانكجى بهترين علاج است . سر : در علاج بيماريهاى سرد مغز و سكته و صرع سودمند است . اندامان غذا : شيرش تشنگى آورد . اندامان دفعى : سنگ كليه و مثانه را خرد كند . شكم را بند آرد . سستى پيزى را بر طرف كند به شرطى كه در آبپزش بنشينند . دردى ( لايه ) : گزينش : بهترين و سالمترين دردى لايهء شراب كهنه است . و سپس هرآنچه شبيه آن است . دردى سركه بسيار تند و قوى است . بايد آن را بعد از خشك كردن ساييد و چون سوزاندن كف دريا سوزاند . يعنى بايد آن را در پارچهء گلاندود يا در ديگ گذاشت تا بسوزد . بايد آنقدر بسوزد تا سفيدرنگ گردد و گردى لطيف گردد . هر نوع دردى كه كهنه نباشد براى نفع دارويى بايد سوزانده شود . و آنگاه به كار برده شود . دردى كهنه از قوتش كم شده است و نياز به سوختن ندارد . بايد دردى را در ظرفهاى ويژه نگاهدارى كنند و هوا نزند . و گاهى دردى را همچون توتيا شستشو مىدهند . خاصيت : دردى سركه